السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

89

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

به عنوان مثال زمانى جملهء « اربعه زوج است » صادق است كه جملهء اربعه زوج نيست ، كاذب باشد . و زمانى جملهء « عالم حادث است » راست است كه جملهء « عالم حادث نيست » دروغ باشد . يعنى عقلًا امكان اين معنا وجود ندارد كه هم اربعه زوج باشد و هم نباشد يا عالم حادث باشد و نباشد . اگر جملهء « اربعه زوج و عالم حادث است » صادق باشد بايد عقلًا طرف ديگر نقيض كه اربعه زوج نيست و عالم حادث نيست دروغ باشد . و اين مبتنى بر قبول همان منفصلهء حقيقيه است كه يا ايجاب صادق است ، طبعاً قضيهء سالبه دروغ است يا سلب صادق است و جانب ايجاب دروغ است . لذا اين منفصله مبناى صدق و باور تمام قضاياى علمى است ، به همين دليل به اولىترين اوليات نام‌گذارى شده‌است و شك در صدق اين منفصله اساس تمام علوم را ويران مىسازد . بنابراين قضيهء « عدد چهار زوج است » زمانى صادق است كه جملهء « عدد چهار زوج نيست » دروغ باشد . حال اگر در دروغ بودن اين جمله شك وجود داشته باشد و اين شك ناشى از شك در منفصلهء حقيقيه باشد طبعاً شك در جملهء عدد « چهار زوج نيست » سرايت مىكند به شك در « عدد چهار زوج هست » كه اصل قضيه باشد ؛ زيرا وقتى انسان جزم به « عدد چهار زوج نيست » نداشت بلكه شاك در آن بود و به عبارت ديگر احتمال داد كه عدد چهار هم زوج باشد و هم نباشد طبعاً در اين كه عدد چهار زوج است هم شك خواهد داشت . از اين رو در اين قضيه به باور قطعى دست نخواهد يافت . همانطور كه در هر قضيهء علمى ديگر نيز حكم چنين خواهد بود و به علم و يقين دست نخواهد يافت . نتيجه اين كه انسان زمانى به علم و يقين در هر قضيه‌اى نايل مىگردد كه اگر يك طرف قضيه را صادق دانست طرف ديگر آن را كاذب بداند و اگر يك طرف قضيه را كاذب دانست طرف ديگر را صادق بداند و اين همان حكم منفصله حقيقيه است و در